آسیب شناسی عکاسی از آیین های محرم در گفت وگو با امین خسروشاهی | در ضعف عکاسی محرم، انگشت اتهام سمت مدیران رسانه‌هاست

  • کد خبر: ۴۲۵۶۷۶
  • ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۳
آسیب شناسی عکاسی از آیین های محرم در گفت وگو با امین خسروشاهی | در ضعف عکاسی محرم، انگشت اتهام سمت مدیران رسانه‌هاست
سعی کردیم در گفت‌و‌گو با امین خسروشاهی، عکاس خبری و مستند اجتماعی و دبیر عکس روزنامه قدس که سابقه فعالیت در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های دیگر در مشهد و پایتخت را دارد، نگاهی آسیب شناسانه به عکاسی از مناسک محرم بیندازیم.

مجید خاکپور | شهرآرانیوز؛ آیین ها، مراسم یا مناسک چه مربوط به سوگ باشند، چه شادی، چه در پی برآوردن خواست یا نیازی چه برای پاسداشت یاد شخص یا واقعه‌ای، کنش‌هایی هستندجمعی و ریشه دار که هیچ فرهنگ و جامعه‌ای عاری از آن نیست، حتی در مدرن‌ترین و پیشرفته‌ترین جوامع نیز مناسکی زنده و در جریان است.

آیین‌ها ابدی نیستند، می‌میرند و زاده می‌شوند. مثلا برخی جامعه شناسان بر این باورند که مراسمی مانند جام جهانی یا المپیک هم یک مناسک نوست که هر چهار سال یک بار برگزار می‌شود با این تفاوت که نسبت به مناسک و آیین‌های سنتی، محدود به فرهنگی خاص نیست و خصلتی روادارانه در آن است که مردمانی با فرهنگ‌های مختلف در آن مشارکت دارند.

آنچه در برپایی مناسک و آیین‌ها بروز می‌کند، آن قدر جاذبه داشته که هنرمندان را در طول تاریخ به سمت خودش کشیده است؛ از نقاشانی که آثارشان بر دیوار‌های کلیسای قرون وسطی برجای مانده است تا فیلم سازان و عکاسان از پس اختراع دوربین تا به همین امروز. محرم و مجموعه مناسک و رسوم آن، از این دسته است که باوجود قدمتش، همیشه سوژه‌ای مهم برای عکاسان بوده است.

اما قسمت سخت کار برای یک عکاس، داشتن یا یافتن زاویه یا نگاهی تازه و متفاوت به این مراسم است. تکرار از قدر می‌کاهد و قاب‌های تکراری طبیعتا نمی‌توانند تکانی در بیننده ایجاد یا او را وادار به مکث و تأمل کنند و آگاهی‌ای به او بدهند؛ امری که می‌توان آن را یکی از فلسفه‌های عکاسی دانست. انتظار صرف ثبت یک مراسم یا انتقال آن از جنبه خبری، تمام آن انتظاری نیست که از یک عکس خوب در موضوع مورد بحث می‌رود.

سعی کردیم در گفت‌و‌گو با امین خسروشاهی، عکاس خبری و مستند اجتماعی و دبیر عکس روزنامه قدس که سابقه فعالیت در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های دیگر در مشهد و پایتخت را دارد، نگاهی آسیب شناسانه به عکاسی از مناسک محرم بیندازیم. او ضعفی که در این حوزه به وجود آمده را بیش از عکاسان، متوجه رسانه‌ها و مدیران آن می‌داند که بدون دانش و تخصص لازم فقط به کمیت فکر می‌کنند و توجهی که باید را به استعداد و ظرفیت عکاسان ندارند. از نظر او عکس خوب از این آیین ها، عکسی است که از جنبه خبری فاصله داشته و به روایتگری نزدیک باشد و چیزی به مخاطب اضافه کند.

آسیب شناسی عکاسی از آیین های محرم در گفت وگو با امین خسروشاهی | در ضعف عکاسی محرم، انگشت اتهام سمت مدیران رسانه‌هاست

عکاسی از مراسم و مناسک عزاداری در محرم و به خصوص در روز‌های تاسوعا و عاشورا و اربعین، شاید بشود گفت تبدیل به یک سنت شده است؛ یک روال عادی عکاسانه که اگر نه همه، بلکه بیشتر عکاسان از قبل می‌دانند کی و کجا و از چه چیزی می‌خواهند عکس بگیرند. به نظر شما این تکرار و عادی شدن چه آسیب‌هایی می‌تواند داشته باشد؛ هم برای عکاس و عکاسی و هم برای مخاطب؟

عکاسی به نظر من دو وجه دارد؛ یکی خود سوژه است و یکی نگاهی که عکاس به سوژه دارد. اینکه تصور شود عکاسی چندباره از یک رویداد تکرارشونده مثل اتفاقی در سطح مراسم سنتی و آیینی تاسوعا و عاشورا باعث عادی شدن سوژه می‌شود، تصور اشتباهی است. این دست از سوژه‌ها به خاطر عمق و روایت و اصالتی که دارند، در طول تاریخ و با هر بار تکرار پخته‌تر می‌شوند و اساسا عکاس با هر بار عکاسی از چنین مراسمی، دارد ناخودآگاه روند تاریخی این مراسم را ثبت می‌کند.

ممکن است چشم عکاس بعد از سال‌ها عکاسی از چنین مراسمی تنبل شود و خیلی اتفاقات -در سطح فرم- برایش عادی به نظر بیاید، اما اگر بخواهیم از دورتر به این قضیه نگاه کنیم، قطعا ثبت چنین مراسمی با هر نوع نگاهی لازم است؛ چراکه حداقل با نگاه آرشیوی به این موضوع می‌شود تحقیقات فرهنگی و اجتماعی زیادی را با این داشته‌ها انجام داد.

ولی اگر بخواهیم بررسی کنیم که آیا این نوع عکاسی یکنواخت و تکراری چه آسیبی می‌تواند داشته باشد، به نظر من این آسیب فقط و فقط متوجه عکاس است؛ چراکه عکاس نمی‌تواند با تولید محتوای یکنواخت و تکراری، نظر مخاطبش را جلب کند. توصیه من این است که عکاسان تا جایی که می‌توانند، از جنبه «خبری» این گونه مراسم فاصله بگیرند و با رویکرد «مستندنگاری» و «روایتگری»، از سایر جنبه‌های این مراسم اقدام به عکاسی کنند.

آسیب شناسی عکاسی از آیین های محرم در گفت وگو با امین خسروشاهی | در ضعف عکاسی محرم، انگشت اتهام سمت مدیران رسانه‌هاست

در اهمیت ثبت این رویداد حتی اگر همان طور که گفتید جنبه ثبت روند تاریخ این مناسک را داشته باشد، تردیدی نیست. اما آیا کار یا وظیفه عکاس و عکاسی صرفا محدود به همین مستندکردن روند تاریخی است؟ عکس باید بر مخاطب اثر هم بگذارد. منظورم از تکراری و کلیشه‌ای شدن این بخش از موضوع بود؛ اینکه کلیشه تأثیر احساسی را کم می‌کند. جنبه‌های دیگر مثل به فکر واداشتن و تأمل و تعمق در موضوع هم مطرح است. عکس‌هایی که در سال‌های اخیر دیده‌اید، را از این منظر چطور ارزیابی می‌کنید؟

از منظر نخبگانی این است که می‌گویید. یعنی بهتر است عکاس در مواجهه با یک رویداد در این سطح، محتوای فاخر و اثربخش تولید کند. اما اساسا عکاسی یک امر شخصی است و نمی‌شود از همه عکاسان چنینی انتظاری داشت. من ترجیح می‌دهم این مطالبه را به جای عکاس از رسانه‌ها داشته باشم؛ چراکه برای رسانه به واسطه جایگاهش، می‌شود وظیفه تعریف کرد و از منظر مخاطب از آن مطالبه کرد.

تمام نقدی که وجود دارد و شما هم به درستی دارید به آن می‌پردازید، این است که در تمام این سال‌ها «رسانه» نتوانسته است به وظیفه خودش به درستی عمل کند. این مدیران رسانه‌ها بودند که صرفا کمیت مدنظرشان بوده است و از استعداد و ظرفیت عکاسان و تولیدکنندگان در سطحی‌ترین شکل ممکنش استفاده کرده‌اند. 

قطعا ضریب نفوذ و اثری که یک رسانه در قالب یک محتوا -که مراسم مذهبی است- می‌تواند روی مخاطب بگذارد، به مراتب بیشتر از یک تعداد عکس منتشرشده توسط یک عکاس فریلنس [آزادکار]است، بنابراین من علت اصلی این کلیشه‌ای شدن مراسم مذهبی را در ذهن مخاطب، رسانه می‌دانم و نه خود عکاس.

آسیب شناسی عکاسی از آیین های محرم در گفت وگو با امین خسروشاهی | در ضعف عکاسی محرم، انگشت اتهام سمت مدیران رسانه‌هاست

نقدتان به مدیران رسانه‌ها وارد است، اما آیا امکان تعریف پروژه از عکاسانی که در رسانه‌ها مشغول به کار هستند، به کلی سلب شده است؟ یعنی عکاسان آن قدر اختیار و امکان و آزادی ندارند که پروژه‌های جدی‌تر و عمیق تری کار کنند یا بحث‌های دیگری مانند بی انگیزگی -هرچند مدیران رسانه‌ها هم در این بی انگیزگی بیشترین سهم و نقش را دارند- نیز مطرح است؟ اما با قبول نقش مدیران رسانه ها، نقش خود عکاسان در این موضوع کجاست؟

حتما این آزادی عمل در هر رسانه‌ای وجود دارد. اما صرف اجازه یا آزادی عمل برای عکاس کافی نیست. بحث هزینه، سانسور و اعمال نظر بالادستی، تجهیزات و... باعث می‌شود عکاس هم به قول شما در درازمدت بی انگیزه شود و برای عمق کارش وقت و هزینه نگذارد. درواقع فکر می‌کنم مجموعه‌ای از عوامل باعث می‌شود عکاسان کمتر به جنبه محتوایی بپردازند. البته این در همه جای دنیا حدودا همین نسبت را دارد.

یعنی سالیان سال است در جامعه عکاسی -چه داخلی و چه خارجی- نسبت تولیدات فاخر شاید ۵ درصد تولیدات مصرفی هم نباشد و خب، این واقعیت را هم باید پذیرفت. آفت دیگری که شاید ترمز خیلی از عکاسان را برای تولیدات عمیق‌تر می‌کشد، بحث ایده آل گرایی و کمال گرایی است که آن‌ها را دچار وسواس می‌کند و اجازه نمی‌دهد ایده شان را اجرا کنند. اما من همیشه پیکان انتقاد را می‌گیرم سمت رسانه؛ چون ساختار‌های ما در داخل خیلی متفاوت است با ساختار‌هایی که خارج از ایران وجود دارد. 

استاندارد‌هایی که آن‌ها دارند و استاندارد‌هایی که ما برای خودمان تعریف کرده‌ایم، خیلی متفاوت است. اگر درباره آن طرف صحبت کنیم، سهم بیشتری متوجه عکاس است؛ چون آنجا تقریبا همه زیرساخت‌ها آماده است، هزینه و امکانات هم می‌دهند، آزادی نسبی هم هست، بنابراین اگر عکاس نرود کار کند و در کارش عمیق نشود، همه عکاس را متهم می‌کنند.

اما اینجا مقداری داستان فرق می‌کند؛ چون بحث‌هایی مانند سانسور، قوانین سخت گیرانه، هزینه، نگاه ناظر غیرمسلط بالادستی و... را داریم؛ این‌ها همه باعث می‌شود که من اگر بخواهم در چارچوب این جغرافیا نقدی بکنم، انگشت اتهام را بگیرم سمت رسانه و مدیرانش که غالبا هم رسانه‌ای نیستند و بدون اینکه دانشش را داشته باشند، عکس و متن را منتشر می‌کنند.

به عنوان کسی که هم از این مراسم عکاسی کرده‌اید و هم در گزینش و انتشار تک عکس‌ها یا مجموعه عکس‌هایی از این رویداد نقش داشته‌اید، چه عکس‌هایی روی خودتان تأثیرگذار بوده است؟ این پرسش را از این منظر می‌پرسم که بحث کمی جنبه عملگرایانه هم داشته باشد و مثلا مخاطب یا عکاسان جوان تر، بدانند که وقتی از عکس اثرگذار و روایتگر حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم.

اجازه بده این را با ادبیات خودم بگویم. خیلی از دوستان و همکاران من و بسیاری از مخاطبان عکس و عکاسی، به اشتباه فکر می‌کنند عکس «خوب» عکسی است که «قشنگ» باشد. اما به نظر من مطلقا این گونه نیست. من فکر می‌کنم عکس خوب می‌تواند لزوما عکس قشنگی نباشد. عکس خوب از نظر من یک عکس بدردبخور است. حالا این بدردبخور یعنی چی؟ یعنی اینکه یک عکس با حداقل‌های عناصر کلاسیک زیبایی شناسی در درجه اول شعارزده نباشد و به دور از هر گونه ادعا پر از اطلاعات مفید برای مخاطب باشد.

عکسی باشد که مخاطب بتواند از آن چیزی برداشت کند و چیزی به آن اضافه شود. یعنی عکسی نباشد که به دنبال تأیید گرفتن از مخاطب باشد، عکسی نباشد که عکاس و تجهیزاتش از خود آن عکس بزرگ‌تر باشند، این می‌شود عکس خوب و حالا اگر همین عکس بدردبخور هم زمان عکس قشنگی هم بود، یعنی از نظر فنی و فرمی کیفیت و شاخصه‌ها و پیچیدگی‌های منحصر‌به‌فرد خودش را هم داشت، می‌شود یک عکس خیلی خیلی خوب و عالی.

سال‌هایی جشنواره‌هایی با محوریت محرم و مناسک آن برگزار می‌شد، مانند جشنواره عکس عاشورایی، این جشنواره‌ها به نظرتان تأثیری بر کار عکاسان می‌گذاشت؟ به هرحال یکی از انگیزه‌های عکاسان، شرکت در جشنواره هاست.

من شخصا سال هاست که دیگر در هیچ جشنواره عکس داخلی شرکت نمی‌کنم. دلیلش هم این است که تقریبا برای همه برگزارکنندگان جشنواره‌های داخلی، جنبه تبلیغاتی و بیزینسی جشنواره مهم است نه ماهیت اصلی جشنواره. برای همین هم هست که می‌بینیم در ایران برخلاف جشنواره‌های خارجی هر سال چندین عنوان جدید جشنواره به وجود می‌آید و پررونق ترینشان نهایتا بعد از برگزاری چهارپنج دوره محو می‌شود.

با احترام به همه استادان و هنرمندان فعال در این حوزه، من فکر می‌کنم اصولا جشنواره عکس در ایران برگزار می‌شود تا یک عده دورهم جمع شوند و از کار‌های هم تعریف کنند و به هم جایزه بدهند و آخرش هم با «قرائت» یک بیانیه یک صفحه‌ای کپی شده و شعاری، یک عکس یادگاری بگیرند و تمام. خلاصه اش اینکه من فکر نمی‌کنم هیچ جشنواره عکسی در ایران -حداقل در سال‌های اخیر- توانسته باشد کوچک‌ترین کمکی به رشد کیفی عکاسان کرده باشد.

جشنواره‌ای که بتواند تأثیرگذار باشد، باید چه متر و معیار‌هایی داشته باشد؟

هیچ اشکالی ندارد که در بین داوران جشنواره از فعالان آن حوزه هم استفاده بشود؛ مثلا در موضوع مورد بحث از شبیه خوان ها. جشنواره به جای تمرکز روی فرم یا قشنگی عکس، بهتر است ساختارش را بر روایتگری متمرکز کند. یعنی به جای دریافت تک عکس برود به سمت دریافت مجموعه عکس، آن هم مجموعه‌ای کامل که شامل استیتمنت و کپشن هم باشد.

جشنواره بهتر است جدای از جوایز مالی نهایی، به عکاسان «گرنت ۱» اهدا کند. این باعث می‌شود یک فیلتر خیلی قوی و حساب شده برای عکاسان به وجود بیاید تا با تعمیق بیشتر در موضوع اقدام به شرکت در جشنواره کنند. اعتبار جشنواره به شناخته شدن و دیده شدن آثارش در سایر نقاط جهان است. 

برگزارکنندگان جشنواره‌ها باید این توانایی را داشته باشند که بتوانند نمایشگاه آثار را در سایر نقاط دنیا هم برگزار کنند. همچنین دعوت از داوران و عکاسان بین المللی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و پرتفولیو رویو‌های ۲ چنین موضوعاتی.  همه این‌ها درکنار عوامل دیگر مثل نوع نمایش، آثار بسته‌ای است که می‌تواند عکاس و مخاطب را به سمت حرفه‌ای‌تر و عمیق‌تر شدن هدایت کند.


۱. گرنت: همان کمک هزینه‌های بلاعوض است که مجموعه‌های دانشگاهی پژوهشی و فرهنگی برای ارتقای یک موضوع پژوهشی، فرهنگی و نظایر آن به افرادی می‌دهند تا مسیر رشد و خلاقیت بیشتر را فراهم کنند.

۲. پورتفولیو رویو یا Portfolio Reviwe به بررسی نمونه آثار شاخص عکاس یا هنرمند گفته می‌شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.